سام سام ، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 1 روز سن داره

مویا

دوست دارم لحظات زیبای بزرگ شدن پسرم را ثبت کنم آن لحظه ها که یادش شادی به دلش می آورد

نگاهت

تلفیق شراب و شب و سیب است نگاهت   لبریـــــــز غـــــزلهـای عجیب است نگاهت مــــوهای سیاه تــــــو شبیه شب یلداست باجلوه ی مهتــــــــــاب رقیب است نگاهت ای صاحب حــور و پـری و کژدم و ماهی آمیزه ای از سحر و فریب است نگاهت دشتی ست پر از شعر و غزل،برکه و باران ماوای غـــــزالان غـــــریب است نگــــاهت امشب عـرق شـرم بــــه آیینه نشسته ست ازبس که نجیب است و نجیب است نگاهت تو وسوسه انگــــــــــــــیزترین شعر خدایی چون آیه ی آییــــــنه و سیب است نگاهت مامی جون این شعر و برای شما پیدا کرد و نوشت و گفت که با خوندنش یادت می‌افته . گفتم برات اینجا بنویسمش عشق مامان این هف...
9 دی 1392

کریسمس مبارک

گل پسرم امروز روز کریسمس هستش و روز تولد حضرت مسیح پیغام آور صلح و دوستی کریسمست مبارک دیشب برات یک درخت کریسمس گرفتم و یک کادو برای کریسمس. از بچگی خودم دوست داشتم ما هم موقع کریسمس درخت تزئین کنیم و الان که شما رو دارم یک درخت خوشگل خریدم که هر سال با هم تزئینش کنیم و جشن بگیریم . کادوی کریسمستم یک کیف کوله‌ای که شکل باب اسفنجی که شما خیلی دوسش داری. دیشب تولد استادم بود که ارمنین استادم براموندیشب دعاهای قشنگی کرد که منم امروز اونارو برات می‌نویسم و منم برات این دعاها  رو می‌کنم استاد میزاییان استاد گروه کرم هستن و من از 1388 توی کلاسشون کر می‌خونم. 3 تا دعا برامون کرد 1.همیشه تنمون سالم ب...
4 دی 1392

بابلسر - 28 و 29 آذز

گل پسر نازنینم این روزا بابایی کاراش خیلی زیاده و هر شب تا دیر وقت سرکاره و این هفته که گذشت جمعه هم سرکار بود تا دیر وقت از امشب هم به مدت یک هفته شب‌ها هم سر کار می‌مونه چون از فردا فیلم برداری کارش شروع می‌شه و بابایی کارگردان این قسمتاست و این خیلی خوبه خدا کنه که کاراش همه درست بشه و خوب و کامل تموم بشه. این بود که با مامی و باباشی روز پنجشنبه و جمعه هفته پیش رفتیم شمال بابلسر . خیلی سفر خوبی بود و کلییی بهمون خوش گذشت مامی جون برات یک سطل شن بازی گرفت و شما کلی توی ساحل برای اولین بار شن‌بازی کردی. کلی مرغ و خروس و پیشی دیدی و حتی بردیمت باغ وحش که کلی دوست داشتی و همه جور حیونی رو دیدی . اونجا طوطی، گراز، شیر ، گ...
1 دی 1392

شب یدا و نوزده ماهگیت مبارک گل پسر

سلاااام بر عشق همیشگی من. عزیزترینم امشب شب یلدا و ماهروز تولدته و شما 19 ماهت امشب تموم میشه. وای که چه زود می‌گذره عسلی من. از کارات بگم که کلی شیرینه و وقتی که پیشتم چیزی برام جز خوشی پیشت نمی‌مونه. چند شب پیش ماه و نشونت دادم توی ماشین و شما خیلی خوشت اومد چون هر جایی که می‌رفتیم ماه دنبالمون می‌یومد و باهامون دالی می‌کرد. هر شب کارت این شده هر جا که هستی ماه و چک می کنی و باهاش بای بای می‌کنی عزیزم و می‌گی ماه ماه :) عسلی من امشب قراره که همه خونه خاله بشی من جمع بشیم که بزرگ فامیل مادری شما میشه. آخه خاله جونم و سیبا جون جایی نمی‌تونن برن چون خاله نمی‌تونن از خونه بیرون برم اینه که ما همگ...
30 آذر 1392

مادر شاغل - حرفای بزرگونه

گل پسر قشنگم سلااام . الان که دارم برات می‌نویسم سر کارم و در واقع یک حجم سنگین کارم تازه تموم شده و برای خستگی در کردن گفتم دقایقی برات بنویسم . برات بنویسم از اینکه چقدر بزرگ شدی و فهمیده و مهربون و دوست داشتنی و برات بنویسم که خدا رو هر لحظه ای برای داشتنت شکر می‌کنم و ازش می‌خوام که خودش مواظبت باشه... راستش دلم گرفته دوست ندارم که ناراحتت کنم و از سختیهای زندگی و ... بگم اما بعضی وقتا دوست دارم گفتن بعضی از چیزها درسی باشه که باهاش یاد بگیری انسان بهتری باشی . خیلی وقتا ما انسانها همدیگرو قضاوت می‌کنیم بدون دانستن اینکه طرف مقابل چه لحظاتی داشته چه سختیهایی کشیده و کلا چطور فکر می‌کنه و به خودمون اجازه می‌د...
27 آذر 1392

عکسای آتلیه پاییز 92

عسلکم امروز این عکسای پاییزیت آماده شد که از بینشون انتخاب کنم. روز 9 آبان 1392 گرفته شده. اسم عکاسشم آقای احمدی بود که خیلی خوش‌اخلاق و مهربون بودن و عکاسی طرح سیب هم اسم عکاسیشبود اینم عکسای پاییزی سام مامان اینم از عکسای پاییزی سام کوچولوی مامان ...
20 آذر 1392

اولین باری که موهاتو کوتاه کردی

عزیزک نازنازیم با اون موهای منگول منگولیت که بلند شده بود و توی حموم که خیس می‌شد تا روی شونت می‌رسید . عسلک طلایی منننن روز دوشنبه 18 آذر 1392 با بابایی تصمیم گرفتیم موهای زیبای منگولیتو کوتاه کنیم که هم تقویت بشه و هم ناراحتت نکنه . این بود که بردیمت آرایشگاه کوکی و اونجا موهاتو یک آقای مهربون کوتاه کرد خیلی آرایشگاه خوبی بود صندلی هاش ماشین بود سرسره و الاکلنگ داشت و کلی کتاب و ... برای سرگرمی برای بچه‌ها هم موقع کوتاه کردن موهاشون فیلم پخش می‌کردن و آهنگ پخش میکردن و خیلی محیط جالب و پر انرژی داشت. خیلی خوب بود اما شما یک خورده‌هایی ناراحتی کردی و اولش از اینکه داشتن موهاتو کوتاه می‌کردن خوشت نیومد اما بعد ک...
20 آذر 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به مویا می باشد